تولید محتوا و تاثیر آن در توسعه  کسب و کار

تولید محتوا و تاثیر آن در توسعه  کسب و کار

شاید پیش از همه‌ این «بیل گیتس» بود که اهمیت تولید محتوا را در توسعه‌ی کسب و کار به خوبی درک کرد. او حدود ۲۵ سال پیش طی یادداشتی در وبلاگ شخصی اش در مایکروسافت عنوان کرد: «محتوا پادشاه است.»

اکنون پس از گذشت ربع قرن از آن مقاله، اهمیت تولید محتوا به ویژه در فضای مجازی بر همگان آشکار شده و با توجه به رشد سریع رسانه های اجتماعی، امکان دسترسی و جستجو میان کسب و کارها به مراتب آسان‌تر از گذشته شده است. از طرفی به دلیل توسعه‌ی افزونه ها و قالب های پیش ساخته، صاحبان مشاغل و کسب و کارها کمتر از گذشته دغدغه‌ی طراحی از صفر دارند و برعکس نیاز شدیدی به تولید محتوای دست اول احساس می‌کنند. چرا که در حال حاضر، محتوا مهم ترین عامل برای اعلام حضور یک کسب و کار و به طبع، اتصال مشتری به خدمات یا تولیدات آن است.

در همین راستا علاوه بر نگارش مقالات متعدد در زمینه روش های «بهینه سازی موتور جستجو» یا SEO و «بازاریابی موتورهای جستجو» یا SEM، استارتاپ های فعال در این زمینه نیز به کمک کسب و کارها آمده تا بر پایه‌ی نیاز و سنجش مخاطبان به توسعه‌ی آن‌ها کمک کنند.

محتوا پادشاه است‌ البته به شرط دیده شدن!

در سال های اخیر آژانس های بازاریابی محتوا مانند «فرامحتوا» و استارتاپ هایی مانند «مستر محتوا» و «نویسش» از جمله موارد موفقی هستند که عمدتا تمرکز خود را بر روش های تولید حرفه‌ای محتوای تخصصی و بازاریابی محتوا قرار داده اند. اساس کار این شرکت ها بر پایه شناخت زمینه فعالیت متقاضی محتوا است و تلاش می‌کنند ضمن درک مشتریان، دایره‌ی مخاطبان کسب و کار را  وسعت بخشند.

آژانس های بازاریابی محتوا معمولا به واسطه تعریف استراتژی حضور مشتری در فضای مجازی و بهره گیری صحیح از عناصر مهمی چون عنوان درست، تعداد واژگان، کلمات کلیدی به‌گزین شده و … نقش به سزایی در SEO و درنتیجه رشد و توسعه کسب و کارها ایفا می‌کنند.

دگرگونی تولید محتوا با پیدایش شبکه های اجتماعی

با گسترش رسانه های جمعی و به ویژه با همه‌گیر شدن شبکه های اجتماعی، تولید محتوا صرفا از حالت متنی خارج شده و به ترکیبی از محتوای متنی و بصری رسیده است. برای این منظور کافی است به فهرست واژگان تازه‌ای که در زبان تخصصی این زمینه پدید آمده‌اند توجه کنیم. واژگانی چون «یوتیوبر»، «اینستاگرامر» و «اینفلوئنسر» هر کدام تاکیدی هستند بر نقش مهم این شبکه ها در ایجاد به اصطلاح «شخصیت های اجتماعی» که شغلشان تولید محتوا در فضای مجازی است و در خلال آن به انجام تبلیغات برای برندهای گوناگون می‌پردازند. شبکه های «یوتیوب»، «فیسبوک» و «اینستاگرام» در مقیاس جهانی و معادل ایرانی آن‌ها مانند «آپارات» در راس موارد یاد شده قرار دارند.

در چنین اکوسیستمی نقش بازاریابی محتوا از حالت کلاسیک آن خارج شده و جمله‌ی معروف «محتوا پادشاه است» را می‌بایست به طیف گسترده‌ای از متون و داده های گرافیکی و ویدئویی بسط دهیم. هم‌چنین نقش استراتژی های بازاریابی را نیز نباید از یاد ببریم. چرا که حتی اگر بهترین محتوا هم بدون برنامه و در زمان و مکان نامناسب منتشر شود، نتیجه‌ای جز شکست به همراه ندارد.

در این شرایط آنچه که حیاتی است، درک صحیح رفتار مخاطبان به واسطه‌ی پایش مداوم داده‌ها و آنالیز بازخوردهاست. با تعریف یک استراتژی درست مبنی بر نیازسنجی مخاطب یا مشتری و پیش‌بینی دقیق واکنش او به واسطه‌ی بازخوردهای پیشین، می‌توان به یک برنامه‌ی جامع برای تولید و ارائه‌ی محتوا دست یافت.

نکته‌ی مهم دیگر که استراتژیست های شبکه های اجتماعی مد نظر قرار می‌دهند، تعریف انواع کمپین یا پویش هاست. این کمپین ها با هدف جلب توجه کاربران به یک دغدغه‌ی جمعی یا مسائل روز، مشوق‌های هیجان انگیزی برای نزدیک شدن افراد به برند مورد نظر کسب و کار هستند. هم‌چنین این کمپین ها وسیله‌ای برای سنجش واکنش مخاطبان نیز به شمار می‌روند که در بحث تجزیه و تحلیل داده ها، اطلاعات بسیار ارزشمندی را جمع آوری می کنند.

گرچه فرآیند یاد شده زمان بر است، اما اگر به درستی و حرفه‌ای طی شود می‌توان با درصد بالایی اطمینان حاصل کرد که مخاطبان محتوا یا مشتریانِ مخاطب کمپین، به هواداران وفادار آن برند بدل شوند.

افزودن دیدگاه

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

دسته‌ها